خرید بک لینک
1402میان این همه نجواها، صدای ماست که میماندبخوان بخوان که ز ما تنها همین صداست که میماندصدای پچپچ صیّادان نماندنیست، کبوتر باشطنینِ بالزدنهای پرندههاست که میماندپس از وجودِ خداوندی، تو رکن اوّل دنیاییفراتر از تو که میآیم، فقط خداست که میماندبیا شبانه از این بنبست، بدون واهمه بگریزیمکه از گریختنت با من دو ردّپاست که میماندهمیشه یاد نخستین عشق زبا

برچسب: نویسنده: کارن بختیاری تاريخ: پنجشنبه 6 ارديبهشت 1397 ساعت: 20:08

1403بر زبان جاری نشد شوری که در جان داشتمورنه با تو گفتنیهای فراوان داشتمبی تو از ناگفتنیهایی که در دل مانده بودکوه دردی بودم و سر در گریبان داشتمروزها ابری که در هر سوی من گسترده بودشب به یمن ابرهای تیره باران داشتمسردمهری از نگاهت سخت باور میشودمن به چشمان تو چون خورشید ایمان داشتمدل به دریاها زدن قدری جنون میخواست، آهبیخود از فرزانهای من چشم طوفان دا

برچسب: نویسنده: کارن بختیاری تاريخ: پنجشنبه 6 ارديبهشت 1397 ساعت: 20:08

صفحه بندی